سلام
کل مطالب وبلاگو ثبت موقت زدم
شاید یک روز دوباره شروع کنم
....
من مثل حس گمشدگی وحشت آورم
اما خدای من
ایا چگونه می شود از من ترسید ؟
من من که هیچگاه
جز بادبادکی سبک و ولگرد
بر پشت بامهای مه آلود آسمان
چیزی نبوده ام
و عشق و میل و نفرت و دردم را
در غربت شبانه قبرستان
موشی به نام مرگ جویده است
...
افسوس
من مرده ام
و شب هنوز هم
گویی ادامه همان شب بیهوده ست
+ نوشته شده توسط sinless در جمعه یکم آذر 1387 و ساعت
23:23 |
